غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

417

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مردم اردبيل در ملازمتش نشسته بودند سر از جيب مراقبه برآورده گفت كه مرغ دل من هرچند ببال همت در هواى فضاى عالم طيران نموده جهة توطن صفى موضعى بهتر از اردبيل نيافت اكنون اى صفى ميبايد كه درين سرزمين رحل اقامت انداخته زاويهء عمارت‌نمائى كه آستانهء سنيه‌اش آشيانهء طايران عالم بالا باشد و ساحت با راحتش مطاف طواف سالكان بساط بسيط غبرا گردد و بر تو لازم است كه فرق انام را بشارع دين قويم و و صراط ملت مستقيم دلالت كنى و نداى اجيبوا داعى اللّه به چهار طرف هفت اقليم رسانى زيرا كه جناب جلال سبحانى تو را بخلق و خلق را به تو حواله كرده است روى اهل دل بسوى روى تست * مهبط فيض الهى كوى تست و بايد كه احتمال مشتاق اسفار نموده مردم اقطار آفاق را بحلقهء معرفت درآرى و خلفا به اطراف امصار فرستاده خود را درين كار معاف و معذور نشمارى و اكنون من امانتى را كه از استاد ارشاد داشتم در قبضه درايت تو نهادم و سررشته هدايت امت حضرت رسالت را بدست تو دادم نظم چو الطاف الهى شامل تست * ظهور نور عرفان از دل تست گشادم پيش تو اسرار دين را * به تو دادم همه كنج يقين را و شيخ زاهد در سنهء سبعمائه بموضع سور مرده كه از توابع شروانست مريض شده عازم رياض رضوان گشت و يكى از اهل ارادت را كه موسوم بخضر بود و اليوانى لقب داشت پيش خود طلبيد ، گفت ميخواهم كه بيك روز از اينجا باردبيل روى و روز ديگر صفى را بما رسانى و اليوافى اينمعنى را قبول نموده شيخ دست مباركش به پشت و هردورانش فرود آورد و او صبحى از سور مرده متوجه اردبيل شده ببركت دست حق‌پرست شيخ كه باعضايش رسيده بود هشت روز راه را بيك روز طى فرمود و نماز ديگر در قريه گلخواران بعز ملاقات شيخ صفى فايز گشته سبب آمدن خود را بازگفت و آن جناب تهيهء اسباب ملازمت شيخ زاهد كرده على الصباح بر اسب چردهء كه داشت سوار شد و خضر در ركاب هدايت انتسابش روان گشته نماز خفتن بسور مرده رسيدند و شيخ صفى الدين شرف دستبوس دريافته شيخ زاهد فرمود كه صفى طاير روح ما متوجه آشيانهء عالم قدس است و هريك از اصحاب در باب مدفن من موضعى اختيار مينمايند راى تو در اين باب چيست شيخ صفى الدين قدس سره فرمود كه چون گيلان مسكن مالوف حضرت شيخ است جهة مقبرهء منوره از تمامى مواضع مناسب‌تر مينمايد و اين سخن موافق مزاج شيخ زاهد قدس سره افتاده شيخ صفى الدين آنحضرت را بساورد گيلان برد و بعد از وصول بچهارده روز آنسر حلقهء ارباب يقين وديعت حيات بمقتضاى اجل موعود سپرد و شيخ صفى الدين بلوازم تجهيز و تكفين پرداخته مراسم تعزيت بتقديم رسانيد و حظيرهء متبركه‌اش را تعمير نموده عنان انصراف بجانب اردبيل معطوف گردانيد و چنانچه شيخ زاهد قدس سره ارشاد نموده بود بر سجاده هدايت نشسته بتلقين سالكان طريق معرفت پرداخت و جهة دعوت طوايف امم خلفا به اطراف و اكناف عالم فرستاده همگى همت بر تشييد قواعد شريعت نبوى مقصور ساخت باندك زمانى صيت كرامات و